تبليغاتX
شخصی(از جاورده تا...)

30یا30-ورزشی-علمی و فرهنگی و...

بهانه ی زندگی کردن

در کنار این نظریات نظریه ی دیگري هم مطرح است که عشق را تنها اصرار بیش از حد بر تفاوتهای یک فرد با دیگران میداند. حال این تفاوت ممکن است در اخلاقیات، رفتار، ظاهر یا حتی حسی باشد که عاشق هنگام دیدن یا بودن در کنار معشوق در درون خود می یابد. یکی از استدلالهای این دسته برای جمله ی "عشق تنها اصرار بیش از حد بر تفاوتهای یک فرد با دیگران است" این است که در اغلب موارد پس از اینکه معشوق برخی از ویژگی های مثبتش چه از نظر ظاهر، اخلاقیات، روحیات یا موقعیت هایش را از دست می دهد از چشم عاشق افتاده و حتی آن عشق مقدس و پاکی که به تعبیر خودشان در زندگی یا دوستیشان احساس کرده اند به اختلافات شدید یا حتی طلاق و یا کنار گذاشتن دوستی بدل می شود.

البته این نظریه، جالب و تا حدود زیادی واقع گرایانه است هر چند که نظریه ی کاملی نیست و شايد مقتضياتي بر آن حاكم است كه نمي توان آن را آن طور كه بايد و هست تعبير كرد. چرا كه عشق آنقدر باعظمت و پرفروغ است كه وصف آن در اين مختصر نخواهد گنجيد ...

شما چگونه فکر می کنید ؟

دختری کنجکاو می پرسید: ایها الناس عشق یعنی چه؟

دختری گفت: اولش رویا آخرش بازی است و بازیچه

مادرش گفت: عشق یعنی رنج پینه و زخم و تاول کف دست

پدرش گفت: بچه ساکت باش بی ادب! این به تو نیامده است

رهروی گفت: کوچه ای بن بست

سالکی گفت: راه پر خم و پیچ

در کلاس سخن معلم گفت: عین و شین است و قاف، دیگر هیچ

دلبری گفت: شوخی لوسی است

تاجری گفت: عشق کیلويي چند؟

مفلسی گفت: پر کردن شکم خالی زن و فرزند

شاعری گفت: یک کمی احساس مثل احساس گل به پروانه

عاشقی گفت: خانمان سوز است بار سنگین عشق بر شانه

شیخ گفتا: گناهي بی بخشش

واعظی گفت: واژه اي بی معناست

زاهدی گفت: طوق شیطان است و همين

محتسب گفت: منکر عظماست

قاضی شهر گفت: عشق را فرمود حد هشتاد تازیانه به پشت

جاهلی گفت: عشق را چون عشق است، پس همين عشق است!

پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت

رهگذر گفت: طبل تو خالی است یعنی آهنگ آن ز دور خوش است

دیگری گفت: از آن بپرهیز یعنی دور کن آتش بر دست

چون که بالا گرفت بحث و جدل توی آن قیل و قال من دیدم :

طفل معصوم با خودش می گفت: من فقط یک سوال پرسیدم!

|+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 12:12  توسط سجاد  |